January ~ 2004 . Wednesday ~ 28
بابا آب و هوای این لندن واقعاً غیر قابل پیش بینیه ها!!!!!!! صبح میبینی هوا صاف صافه و حتی یه لکه ابر هم تو آسمون نیست بعد یه باره 1 ساعت بعد میبینی برف گرفت!!!!!!!! امروز ساعت 5 عصر توی کتابخونه کالج بودم که یه باره برف گرفت!! بعد از 2-3 دقیقه دیدم به به برفه هیچی نشده نشست!!! چه برفی هم میومد، حیف که دوربینم باهام نبود وگرنه یه چند تا عکس از بچه های کالج در حین برف بازی میگرفتم میذاشتم اینجا!! معمولاً عصرها تا ساعت 7-7:30 توی کتابخونه کالج میمونم اما دیدم با این وضعی که برف میاد ممکنه اگه دیر برم به مشکل بخورم و همون ساعت 5:30 برگشتم خونه. چه برفی هم میومد. با مترو حدود 40 دقیقه طول میکشه که از کالج برسم خونه که البته باز از ایستگاه تا خونه باید یه 10-15 دقیقه ای پیاده روی کنم. خلاصه چشمتون روز بد نبینه. اومدم بیرون دیدم شدت بارش برف کم شده اما پیاده رو ها به گند کشیده شدن. ملت روی برف راه رفته بودن و شده بود برف آب، من هم کفش کتونی هام پام بود و با این کفش ها همینطوری در حالت عادی اگه یکم جایی آب باشه میخوری زمین چه برسه به برف آب!!!! باور کنین اگه یه زمانی تصمیم گرفتم بگم پیغمبرم از امشب به عنوان یکی از معجزاتم استفاده میکنم که بدون اینکه زمین بخورم رسیدم خونه. حالا فردا که این برف ها یخ بزنن جالب میشه، عمراً کفش کتونی هام رو بپوشم چون با یخ نمیشه شوخی کرد!!! خدایی نکرده توی راه لیز میخورم میفتم تو بلغ یه دختری چیزی بی ناموسی میشه همه دین و ایمانمون به باد میره :)) :)) یه چند تا عکس هم گرفتم که داغ داغن و تازه از تنور در اومدن. برای دیدنشون [اینجا] کلیک کنید.
از کالج تا ایستگاه مترو باور کنید 5 دقیقه راه هم نیست اما توی همین 5 دقیقه به ایستگاه که رسیدم شده بودم عین آدم برفی!!! حالا اون تیکش خوب بود چون هنوز برف رو زمین بود و لیز نبود.
خودتون تصور کنین، زمین لغزنده، کفش بد، باد هم که میودم و میزد زیر چترم و تعادلم رو به هم میزد، چطور زمین نخورده رسیدم خونه خدا میدونه!!!!
[January 28, 2004 07:30 PM]
[ Comments :3: ]