مهمانی سال نو
عکس ها رو آماده کردم. برای دیدن عکس های مهمانی جوانان ایرانی در لندن [اینجا] کلیک کنید. متاسفانه گذاشتن تمام عکس ها امکان پذیر نبود به همین خاطر بهترین عکس ها رو انتخاب کردم و گذاشتم. تمام تلاشم رو هم کردم که همه حداقل توی یکی از عکس ها باشن. در رابطه با مهمونی هم باید بگم که جداً بهم خوش گذشت و بر خلاف چیزی که فکر میکردم اصلاً دعوا نشد. برگزار کننده برنامه آقای شیرازی هم گفت که میخوان این برنامه رو هر ماه ادامه بدن، اگر خبری شد اینجا مینویسم.
[11:07 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :19: ]
مهمونی
دیشب رفتم یه مهمونی برای سال نو. کلی هم عکس گرفتم که در اولین فرصت میذارم ببینید. الان به قدری خستم که اصلاً حال نوشتن چیزی رو ندارم.
[12:44 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :5: ]
سال نو مبارک
امروز تصمیم دارم مدل زیتونی بنویسم :)) 1. جوانان 16 تا 25 سال مقیم لندن و حومه برن [اینجا این] پست رو بخونن. 2. بلاخره سال نو هم اومد. هوای این لندن هم که دیگه داره اعصاب خورد کن میشه، یک دقیقه آفتابی یک دقیقه ابری، بعد بارون میگیره بعد دوباره ابری... 3. یک کشف جدید. من تازه فهمیدم اینجا اگه بچه ای سنش کمتر از سن مجاز برای تماشای یک فیلم باشه حتی اگر با والدینش بره سینما اجازه نداره بره فیلم رو ببینه!!!!!!!! خدا رو شکر من بالای 18 ام!!!! 4. این چند وقته به قدری [Friends] تماشا کردم که نگو!!!(خدا پدر این کازا رو بیامرزه) حقیقتش بیشتر از هر چیز توی این شو از رابطه دوستی بین این 6 نفر خوشم میاد. میخواستم در موردشون بیشتر بنویسم اما حیفم میاد. ترجیح میدم توی یه پست کامل این سریال رو تحلیل کنم.
این Friends یه شو تلویزیونی کمدیه که جداً عالیه. جالب اینجاست که این ها این شو رو حدود 6-7 سال پیش شروع کردن و با این وجود بعد از این همه مدت هنوز هرقسمتیش رو که نگاه میکنی اصلاً خسته کننده و تکراری نیست. 
[04:13 PM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :15: ]
چهارشنبه سوری فراموش شده!
دوباره اعصابم بهم ریخت. درست مثل پارسال. یادمه پارسال همین موقع ها بود که چون عید و چهارشنبه سوری گذشته بود و من هیچ (!!!) کاری نکرده بودم خیلی اعصابم به هم ریخته بود. امسال دوباره تکرار شد با این فرق که امسال میخواستم شب چهارشنبه سوری برم بیرون اما یکی از دوستهام که قرار بود آدرس محل برنامه ایرانی ها رو بهم بگه فراموش کرد و خلاصه من خودم هم مقصر بودم چون فراموش کرده بودم چهارشنبه سوری سه شنبه میشه!!!!! این دو روزه حسابی اعصابم به هم ریخته بود تا بلاخره دیروز عصر بعد از کالج رفتم finsbury park و یکم قدم زدم. دو چیز در مواقعی که اعصابم خرابه آرومم میکنن: یکی نوشتنه و اون یکی قدم زدن. اگه خیلی وضعم خراب باشه چارش فقط قدم زدنه ولی اگه یکم ناراحت باشم با نوشتن درست میشه.
یادمه پارسال بعد از چهارشنبه سوری شروع کردم به گشتن اینترنت دنبال مطلب در مورد عید و اون موقع بود که پای من به وبلاگ ها باز شد. اولین وبلاگی که پیدا کردم وبلاگ [پرشن گرل] بود. چند تا عکس از مراسم چهارشنبه سوری در آمریکا گذاشته بود. از اون زمان تاحالا به واسطه این وبلاگ ها کلی دوست و رفیق پیدا کردم، کلی مطلب جدید یاد گرفتم و فرصت کردم احساساتم رو در وبلاگم بیان کنم. بگذریم، از تمام دوستانی که موبایل نو رو تبریک گفتن تشکر میکنم، عید همگیتون هم مبارک!!!
[06:11 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :12: ]
موبایل نو
بلاخره بعد از یک سال و نیم مبایلم رو عوض کردم. یک سال و نیم پیش وقتی اومدم اینجا یه مبایل هدیه گرفتم و از اون زمان تا حالا از اون استفاده میکردم اما این اواخر دیگه خیلی اذیت میکرد و سر آخر ناچار شدم عوضش کنم. دنبال یک مدل sony ericsson میگشتم چون سونی اریکسون ها عمر باتری زیادی دارن و از نظر کیفیت هم خیلی عالین. البته Nokia هم موبایل های خوبی داره اما من نمیدونم چرا از نوکیا اصلاً خوشم نمیاد. بلاخره تصمیم گرفتم این مدل T630 سونی اریکسون رو بگیرم:
بر اساس تجربیاتی که این یکی دو روز ازش کسب کردم میتونم بگم موبایل خوبیه. هم خوش دسته، هم سایزش کوچیکه و هم امکاناتی که داره خیلی عالین. البته دوربین دیجیتال هم داره که من خیلی علاقه ای نداشتم بهش اما خوب دیگه هیچ موبایل به درد بخوری این روز ها بدون دوربین دیجیتال نیست. [اینجا] میتونید یکسری مطلب در مورد این موبایله بخونید. [اینجا] هم همینطور.
[07:32 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :12: ]
Along came polly
بلاخره بعد از چند روز هوا آفتابی شد!! توی این لندن هوای آفتابی دیدن اونم این موقع سال جداً خوشحال کنندست! صبح رفتم این فیلم [Along came polly] رو دیدم. فیلم بامزه ای بود اما همونطور که [سعید] قبلاً گفته بود یه بار مصرف بود و فقط ارزش یه بار دیدن رو داشت.
اینجا فیلم های سینما رو رده بندی میکنن. دیدن یکسری از فیلم ها برای بچه های بالای 12 سال مجازه یکسری برای بالای 15 سال و یکسری برای بالای 18 سال. اگه یه بچه با یه بزرگ تر بره میتونه فیلمی که بالاتر از محدوده سنیش هست رو هم ببینه اما اگه تنها باشه اجازه نداره. این فیلمه در به در نوشته بود برای بچه های بالای 12 ساله و منم که با داداش کوچیکم بودم گفتم خوب پس موردی نداره و رفتم دیدمش. نمیدونم کدوم کله خرابی این فیلم رو برای 12 ساله ها سالم دونسته بود چون کلی صحنه ناجور داشت که اصلاً مناسب بچه های زیر 15 سال نبود!!! خلاصه توصیه میکنم اگر میخواین این فیلم رو ببینین بچه کوچیک (زیر 15 سال) با خودتون نبرین. به نظرم با معیارهای ایران این فیلم برای بچه های زیر 18 سال هم مناسب نباشه :)) قسمت هایی از فیلم رو میتونید [اینجا] تماشا کنید. 
[04:02 PM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :3: ]
newscientist
دیروز یه مطلب توی کالج نوشتم و وقتی آماده شد برای پست کردن چشمم افتاد به یه سری دکمه روی کی برد. بعد شروع کردم آزمایش کردن این دکمه ها و با اینکه میدونستم چیکار میکنن عین یه بچه کله پوک زدم سیستم رو خاموش کردم و هرچی نوشته بودم از بین رفت!!!! آخه یکی نبود بگه بچه تو مگه 8 سالته که از این جور کنجکاوی ها میکنی!!! حالا خوبه میدونستم دکمهه چیکار میکنه اما فکر نمیکردم که اون دکمه ها فعال باشن. بگذریم، مطلب در مورد عضویت مجله [Newscientist] بود. بلاخره بعد از کلی انتظار یه تخفیف 50 درصدی به قیمت عضویت سالانشون زده بودن توی یکی از شماره ها و من هم کارت درخواست عضویتش رو فرستادم. البته روی وبسایتشون راحت تر بود که ثبت نام کنم اما روی وبسایتشون 40 درصد تخفیف میدن. در کل اشتراک یک سالش120 پنده که من 60 پند دادم.
مجله خیلی خوبیه مخصوصاً برای کسایی که به علوم مدرن و آخرین تحقیقات علمی علاقه دارن.
[توی وبسایتش] میشه چند تا از مقاله های آخرین شماره ها رو خوند.
[06:17 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :3: ]
مهمونی
کلی مطلب هست که میخوام در موردشون بنویسم اما کو وقت!!! چند تا course work دارم که باید هرچه سریع تر تموم کنم. امتحان هام هم حدود 2-3 ماه دیگه شروع میشن.کلی کار ریخته سرم. البته اگه یکم بجنبم به همه کارام میرسم. چند روز پیش داشتم با [سعید] چت میزدم. گفت قراره نزدیک عید توی کالجشون یه شب یه مهمونی برای شب عید ترتیب بدن. خلاصه منم زد به سرم چطوره ما هم توی کالجمون یه مهمونی بدیم. البته توی کالج سعید فقط 4 نفر ایرانی هست اما کالج ما یه چیزی حدود 20-25 تا ایرانی داره. البته به نظرم بیشتر هم هستن که من به سلامتی فقط با 4-5 تاشون صحبت کردم تا حالا. من نمیفهمم این ایرانی جماعت چرا اینقدر از هم فرارین!!! جدا میگم، بر عکس ترک ها ایرانی ها اصلاً با هم نمیپلکن. البته نه اینکه اصلاً با هم در ارتباط نباشن نه. با ابوذر رفیقم پریروز داشتم صحبت میکردم در مورد این مهمونیه. اون هم چشمش آّب نمیخورد که ایرانی ها همچین علاقه داشته باشن بیان مخصوصاً اگه بخوایم نفری 10 پند پول برای شام و نوشیدنی بگیریم!!! من خودم هم یکم شک دارم که خیلی از این مهمونی استقبال بشه اما چند تا موضوع هست که ترغیبم میکنن ادامه بدم. اول اینکه تاحالا این رو امتحان نکردم و ترجیح میدم حداقل یه بار امتحان کنم، شاید استقبال شد. دوم اینکه این ایرانی جماعت همیشه منتظرن یه نفر کار رو شروع کنه بعد بیفتن دنبالش و بیشتر مواقع ترجیح میدن اون نفر اول نباشن. من همیشه سعی کردم اون نفر اول باشم و این بار هم تمام تلاشم رو میکنم که لااقل یه شب بچه های ایرانی های کالج دور هم جمع بشن و با هم بیشتر آشنا بشن. غیر از این اگه ایرانی ها نیان مطمئنم چند تا از معلم هام و شاید دانش آموزهای دیگه بیان که فرصتی میشه بهشون توضیح بدم ایران کجاست و ما عرب نیستیم و این مطالبی که به اشتباه در ذهنشون رفته رو درست کنم. بگذریم، جمعه عصر رفتم با یکی از رفیق هام توی Student union (اتحادیه دانش آموزی) صحبت کردم. جداً که بچه خوبیه. قرار شد بنویسم میخوام چکار کنیم و بدم بهشون که با کالج هماهنگ کنن. البته ممکنه خارجی ها رو هم دعوت کنیم. اینطوری بگم که اگه کار مهمونی درست بشه کلی عکس میگیرم با شرح حال میذارم کیف کنین!!
[09:48 PM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :7: ]
گربه يابي
امروز صبح داشتم حاظر ميشدم برم کالج که داداش کوچيکم (۱۱ سالشه) اومد يه اعلاميه در مورد گم شدن يه گربه نشونم داد و گفت:ميخوام برم اين گربهه که گم شده رو پيدا کنم جايزش رو بگيرم!!! :)) گفتم بچه مگه الکيه که تو بري پيداش کني. اگه پيدا ميشد صاحابش پيداش ميکرد. بعد گفت: نه اخه من ديدمش!!!! همين شکلي بود که اين تو نوشته!!! منم گفتم: بچه اين گربه ها شبيه همن. اينجا هم که گربه ها همه صاحاب دارن و مثل ايران ولويي نيستن. ميري گربه يه نفر ديگه رو ميگيري و اگه چنگ بهت نزنه فردا صاحابش مياد شاکي ميشه پدرمون رو در مياره. خلاصه قانع شد دست برداره. اين بچه ها هم چه فکرهايي به سرشون ميزنه ها!!!!
[04:20 PM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :6: ]
آب معدني تقلبي
امروز توي روزنامه خوندم كارخونه كوكا-كولا آبي رو كه به عنوان آب معدني بطري 95 پنس (معادل 1500 تومن) ميفروشه رو از آب شير تهيه ميكنه عوض آب طبيعي كه از كوه بيرون مياد!!!!!! من هيچ وقت از اين آب معدني ها نميخرم چون هميشه بهشون شك داشتم و خلاصه امروز معلوم شد حق با من بوده!!!! البته قيمتش خيلي غير عادي نيست اما اين كه سر ملت كلاه گذاشته واقعاَ شرم اوره!!! تازه با پر رويي هم ادعا كرده ما اون آب رو سه بار تصويه ميكنيم و آب تميز تر از اين كه ما ميفروشيم نميشه!!!! حالا جالب اينجاست كه سر و صداي شركت آب انگليس هم در اومده كه آب ما مگه كثيفه كه شما تصويش ميكنيد!!! البته آب لندن كه حرفي درش نيست كه كثيفه اما خوب كاري كه كارخونه كوكا-كولا كرده حقه بازيه! اين آب لندن هم براي خودش جرياناتي داره ها! ايراني هايي كه به چايي اعتياد دارن خوب ميدونن كه آب لندن چطوره!! وقتي با اين آب لندن چايي درست كني يه چيزي مثل يه لايه روغن روي چايي جمع ميشه. البته من اصلاَ چايي خور نيستم و اين رو دارم از قول ديگران نقل ميكنم.
[11:53 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :6: ]
بیگاری
میگم بیگاری کشیدن از کامپیوتر هم جرمه؟ این کامپیوتر من باور کنید چند ماهی میشه خاموش نشده. البته Restart شده اما خاموش نشده!!! این هم مدرک. عکس زیر نشون میده که من به مدت 12 روز به اینترنت وصل بودم از دفعه قبلی که سیستم رو restart کردم!!
البته این ویندوز جدیدی که ریختم خیلی عالی شده و مثل اون قبلیه اذیت نمیکنه، برای همینه که دیر به دیر سیستم رو restart میکنم. چند شب پیش فن پروسسورم سوخت!!! شانسی که آوردم این بود که بیدار بودم و متوجه شدم وگرنه پروسسورم هم سوخته بود!! مشکل اینجا بود که بایس سیستم اشتباه تنظیم شده بود و اون قسمتی که باید سیستم رو در صورت بالا رفتن حرارت پروسسور shut down کنه خاموش بود. البته من بایس سیستمم رو زیاد دستکاری نکرده بودم و کاری بهش نداشتم اما بعد از این جریان رفتم درستش کردم!!!! خلاصه به خیر گذشت. در ضمن دیشب داشتم با یه نفر چت میزدم و خلاصه برگشتم بهش گفتم : کسی میتونه دلیل من رو برای این حرف حدس بزنه؟ :)) 
"خوب شد اسلام در قطب جنوب ظهور نکرد!!! "
[10:22 AM (Permanent Link) ] ~ [ Comments :7: ]


